خنده ات را به همه بده ولی لبانت را به یک نفر.عشقت را به همه بده ولی وجودت را به یک
نفر.بزار همه عاشقت باشند ولی
خودت عاشق یک نفر باش.

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت
بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................![]()
آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................![]()
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................![]()
بمیرم من واسه اون دلشکسته که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................![]()
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................![]()

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 19:46 موضوع | لینک ثابت
دوستت دارم تا آنجا که فرشته ها میروند
دوستت دارم به به جایه تمام آنها که دوست نداشتم
دوستت دارم تا بی انتها
نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت
|
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن. |
||||||||
|
|
| |||||||
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت

دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش گيرم
دوست دارم عشق باشم در قلبت جاي گيرم
دوست دارم شمع باشم بياد تو بسوزم
دوست دارم اشک باشم زچشمانت بريزم
دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم
نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت

بیا عاشقی را رعایت کنیم
چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم ؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلاله ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم
چه اشکال دارد در آیینه ها
جمال خدا را زیارت کنیم

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 16:50 موضوع | لینک ثابت
وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند،
وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است،
وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم...
وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند...
و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند...
وقتي تمام عالم را قفس مي بينم...
بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم..
بي تفاوت مي گذرم....
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 16:46 موضوع | لینک ثابت
عید نوروز بر تمامی شما جوانان خوب ایرانی های خوب مبارک
سال خوبی برای همه شما آرزو می کنم.

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 10:48 موضوع | لینک ثابت
عشق امانت با ارزشي ست که هر کسي تو قلبش ميزاره براي
همينه که هر وقت بخواي عشقت رو از کسي پس بگيري بايد
قلبشو بشکوني
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 18:18 موضوع | لینک ثابت
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني
صاحبش بشي ،گاهي وقتا لازمه که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ………………………….
نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ
گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ
به تو گفتم باورم كن ميون اين همه ديوار
تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدانگهدار
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت زخمي از آوار پاييز
فکر چشماي تو بودم با دلي از گريه لبريز
شب عاشقونه ي من چه حروم شد
مهلت بودن با تو چه تموم شد
ندونستم بايد از تو مي گذشتم
وقتي از غربت چشمات مي نوشتم
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت
دوست دارم از تو بنويسم ، دوست دارم به تو بگويم که چقدر دوستت دارم. مثل حس بازي در کوچه پس کوچه هاي کودکي ، مثل حس نياز در سجاده ام. ببخش که احساساتم مچاله شده ، شايد صدايم را نشنوي .پس مي نگارم تا بداني به اندازه دعاهاي شبانه ام دوستت دارم.
نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 14:1 موضوع | لینک ثابت

مدیریت وبلاگ عشق مجازی:
این ایام سوگواری را به همه
مسلمین جهان تسلیت عرض می نماید.
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 15:57 موضوع | لینک ثابت

بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل خواهد شد و سرور و شادیاش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلى پست و خانه اى موقّت است، پس براى آخرت خود توشهاى برگيريد.و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد
نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 19:7 موضوع | لینک ثابت

«أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِيَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ »
آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهىِ شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمىدارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم.
نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 19:3 موضوع | لینک ثابت
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق
نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ
ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه
نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت

تو عطر تازه ی یاسی. بیا به خانه ی من تو دست نرم بهاری
بیا به کاشانه ی من بهشت بی تو. بی معناست کنار خلوت
دل من و توایم بهشتی است کنج خانه ی من سکوت خلوت
آغوش تو . کرانه ی من.![]()
نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 15:4 موضوع | لینک ثابت
یادت باشه که یادم بیاری که
یادت بدم که یاد بگیری که
همیشه به یادتم![]()

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت
زمان! به من آموخت که از دست دادن
معنی رفاقت نیست...بوسیدن قول
ماندن نیست...وعشق ورزیدن ضمانت
تنها شدن نیست...
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت
بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام
عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی
از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود
به مرادبی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم
به این جدایی که غرور مرا درک نمی کند...
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
***شراب آسمانی(خاله جون)***
***فریادسرخ(خاله جون)***
***تنهاترین تنها***
***به او بگویید دوستش دارم***
**عاشق های خجالتی***
***چرندوپرندهای کشکی***
***اخرین راه***
***عشق مجازی***
***جهنم سرگردان***
***رویای صدا***
ღ.•* *•.๑๑من و غربت(سمیه)ღ.•*
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY